ابن الكلبي
42
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
دربارهء محمد پسر اسحق پسر يسار كه او را شيعه و قدري خوانده است . و نيز بر همين گفته بار است قول احمد پسر يونس كه گفته است : اصحاب مغازي همه شيعهاند ، مانند پسر اسحق ، و ابى معشر ، و يحيى پسر سعيد اموى و غير ايشان ، و همچنين اصحاب تفسير ، مانند سدى ، و كلبى و غير آن دو . [ 11 ] داناترين مردم به علم انساب به گفتهء « ابن خلكان » ، هشام داناترين مردم به علم انساب بود . [ 12 ] نوشتهء پسر كلبى در تاريخ عرب جاهلى مرجع و مأخذ مورخان است . دامنهء روايت او ، و آنچه از او نقل شده ، بسيار وسيع مىباشد و با اين همه دانش و اطلاعات عميق ، هيچگاه سخن بگزاف نمىراند و آنچه از ثقات روات نشنيده بود ، روايت نمىكرد ، بلكه آشكارا و صريح مىگفت : « نمىدانم » ، و يا : « به من آگاهى نرسيده است . » و به اين گونه عبارات در لابلاى مصنفات او ، بويژه در همين كتاب برمىخوريم . بأيد دانست در سدهء دوم و سوم هجري ، مردم ميان دانشمندانى كه حديث نقل مىكردند با علمائى كه صاحب مغازي و سير بودند فرق مىگذاشتند .
--> [ 11 ] عبارت ياقوت حموى در معجم الأدباء در اين باره چنين است : « سمعت يحيى بن سعيد القطان ، يقول : كان محمد بن إسحاق و الحسن بن ضمرة ، و ابراهيم بن محمد كل هؤلاء يتشيعون و يقدمون عليا على عثمان و قال الشاذكانى : كان محمد بن إسحاق بن يسار يتشيع ، و كان قدريا . و قال احمد بن يونس : اصحاب المغازي يتشيعون كابن إسحاق ، و ابى معشر و يحيى بن سعيد الأموي و غيرهم . و اصحاب التفسير السدى ، و الكلبي و غيرهما . ( رجوع كنيد به صفحهء هفتم از مجلد 18 كتاب معجم الأدباء . ) [ 12 ] مراجعه شود به كتاب وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان ، 5 / 131 .